باید کار کرد تا چرخ زنگ زده زندگی بچرخد.باید کار کرد تا مدیون شکم _ این پیچ پیچ بی هنر نشد.باید کار کرد تا خرج تحصیل بچه ها و پوشاک و دوا ودکتر و…در بیاید.وقتی لبخندت را حبس می کنی و آغوشت را از فرزندانت دریغ می ورزی، کار به چه کار می آید؟

بله می دانم غم نان نمی گذارد. اما حداقل آن یکی دو ساعتی را که در خانه هستی آرام باش، لبخند بزن، بگذار کودکانت در آغوشت غمها، غصه ها وتشویشهای کودکانه خود را فراموش کنند.آنها نمیدانند دلار چیست، سکه طلا چقدر قیمتش بالا رفته وتورم یعنی چه.آنها هر روز از تو چلومرغ و کباب و پیتزا نمی خواهند.آنها لبخند تو را و مهربانی بدون تصنع تورا دوست دارند.

می شود سوار اتوبوس شد، در آپارتمان پنجاه متری زندگی کرد و گاهی گرسنه خوابید اما نمی شود انتظاز داشت کودکان از لبخند و آغوش گرم پدر بی نصیب باشند. می دانم خرج گران است و مشکلات اقتصادی فراوان، اما زندگی معنای وسیع تری داردد.اگر قرار باشد لبخند ، آرامش،شادی، ایمان و اخلاق نباشد، گو زندگی مباد!چون اینها متاعی اندکه فقط با پول به دست نمی آیند.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here