شعر با ج

در مشاعره شعر با ج کم میباشد . اگر از شعر هایی استفاده کنید. که به ج ختم میشود حتما پیروز میدان خواهید بود . در قسمت شعر با حروف اشعاری کوتاه برای مشاعره خود پیدا کنید . یادگیری این اشعار به دلیل کوتاه بودن ابیات راحت است . شعر های انتخابی از شاعران خوب می باشد .

شعر کوتاه با ج ، شعر با ر

شعر زیبا با ج

جان. بی . علم بی. نوا .باشد

مرغ بی. پر نه. بر هوا. باشد(ثنایی)

جواب تلخ. چه داری بگوی. و باک مدار

که شهد. محض بود چون. تو بر دهان. آری(سعدی)

جان خوشست. اما نمی خواهم که جان. گویم تو را

خواهم. از جان. خوشتری یابم. که آن گویم. تو را(هلالی جغتایی)

جان. باختن به. کویت در. آرزوی. رویت

دانسته. ام ولیکن. خونخوار. ناگزیری(سعدی)

جانم بگیر. و صحبت. جانانه ام. بخش

کز جان شکیب. هست و ز جانان .شکیب نیست.(هوشنگ ابتهاج)

جان بدهند. و در زمان. زنده شوند. عاشقان

گر بکشی. و بعد از آن. بر سر کشته. بگذری(سعدی)

شعر با حرف ج

در تمامی عرصه ها شعر با فرهنگ اجین شده است . شعر های کوتاه و دلنشین جایگاه خود را همیشه دارد .

جانی که خلاص . از شب هجران. تو کردم

در روز. وصال تو. به قربان. تو کردم(فروغ بسطامی)

جود را. عجز می شمارد. او

وز چنین. عجز عار. دارد. او(ملک الشعرای بهار)

جای مهتاب. به تاریکی شب ها. تو بتاب

من فدای تو، به .جای همه گل ها .تو بخند.(فریدون مشیری)

شعر دوبیتی با ج

جذبه عاشق اثر. در سنگ خارا .می کند

کوهکن. معشوق خود از سنگ .پیدا می کند(صائب تبریزی)

جذاب ترین. مرحله، ای. عشق همین. است

از من تو. همان چیز. بخواهی که. ندارم(خلیل ذکاوت)

جز دل که گیرد. جان من جز من. که گیرد جان دل

گر دل بمیرد وای. من گر من بمیرم. وای دل(مهرداد اوستا)

جز راست. مگوی گاه. و بی گاه

تا حاجت. نایدت به. سوگند(ناصر خسرو)

اشعار کوتاه با ج

در آیینه فرهنگ و ادب شعر جایگاه ویژه ای دارد . با ورود تکنولوژی افراد کمتری از کتاب استفاده میکنند . والبته جست و جو

 در کتاب بسیار سخت میباشد .

شعر با م ، شعر با ل

جز کوی توام. نیست به سر .فکر مقامی

تا عمر به پایان . برسد منزلم .این است(گلشن کردستانی)

جوانمرد. و خوشخوی. و بخشنده. باش

چو حق بر .تو پاشد تو بر . خلق پاش(سعدی)

جوانی بر سر .کوچ است، دریاب. این جوانی را

که شهری. باز، نشناسد. غریب کاروانی. را(نظامی)

جوانی شمع ره .کردم که جویم. زندگانی را

نجستم زندگانی. را و گم کردم .جوانی را(شهریار)

شعر دوبیتی با حرف ج

جهان را. نیست کاری. جز دو. رنگی

گهی رو. می نماید. گاه زنگی(نظامی)

جز خط. دلاویز تو. بر طرف. بناگوش

سبزه. نشنیدم که. دمد بر گل. سوری(سعدی)

جان باختن. به کویت در. آرزوی رویت

دانسته ام. ولیکن خونخوار. ناگزیری(سعدی)

جهان سر. به سر. حکمت و عبرت. است

چرا بهره. ی ما همه. غفلت است(فردوسی)

جانم بگیر. و صحبت جانانه ام. بخش
کز جان. شکیب هست. و ز جانان شکیب. نیست(شهریار)

در انتهای این متن از حروف دیگر هم استفاده کنید .

منبع : poetrytranslation

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here