فارسی کلاب
پورتال خبری و مجله اینترنتی آنلاین فارسی

اعتماد زن جوان به مرد غریبه آبرویش را نزد همسر و خانواده اش برد

اعتماد زن جوان به مرد غریبه آبرویش را نزد همسر و خانواده اش برداعتماد زن جوان به مرد غریبه و فریب حرف های به ظاهر قشنگ و زیبای یک مار خوش خط و خال را خوردن آبرویی برایش باقی نگذاشت.

بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک اختلاف بین ناهید و همسرش بالا گرفت و توافق کردند که هر کدام با خانواده خودشان زندگی کنند تا تصمیم نهایی را برای ادامه زندگی مشترک یا جدا شدن از یکدیگر بگیرند. ناهید برای این که سربار خانواده اش نشود روی زمین کشاورزی مردم کار می کرد که بعد از مدتی با صاحب کارش که مالک چند قطعه زمین کشاورزی بود آشنا می شود و به تدریج رابطه صمیمی بین آنها برقرار می شود.

در حالی که ناهید از عاقبت کار خبر ندارد، صاحب کارش از وی می خواهد سرکارگر کارگرها باشد. بعد از گذشت مدتی صاحب کار ناهید او را به بهانه ای به لانه شیطانی اش می کشاند و مورد آزار و اذیت قرار می دهد. بعد از این اتفاق شوم، ناهید مدتی این راز را از ترس آبروریزی در صندوقچه دلش نگه می دارد.

بعد از گذشت چند روز از این ماجرا و افسردگی و عذاب وجدان ناهید، خانواده اش متوجه داستان می شوند. در پی این ماجرا ناهید و پدرش  راهی دادگاه شده و از دست آن نامرد شکایت می کنند تا به سزای عملش برسد. اما آنچه در این ماجرا جلب توجه می کند اعتماد زن جوان به مرد غریبه است که باعث می شود آبرویش برای همیشه نزد خانواده و بویژه همسرش برود و بابت این کارش تاوان سختی پس بدهد.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: ۰ میانگین: ۰]
منبع رکنا
آدرس کوتاه مطلب

نظر بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.